• کد خبر: ۲۳۹۸۷
  • تاریخ انتشار : ۱۴-۰۵-۱۴۰۵ - ۲۰:۰۸
  • نسخه چاپی نسخه چاپی

از کاهش سهم ایران در اقتصاد جهان تا کوچک شدن سفره ایرانیان

علیرضا جابتی*

سال‌هاست که درباره اقتصاد ایران با شاخص‌های کلان سخن گفته می‌شود، اما آن‌چه مردم هر روز با آن زندگی می‌کنند، نه جدول‌های آماری است و نه گزارش‌های اقتصادی؛ بلکه قدرت خرید، سطح رفاه و امید به آینده است. از همین منظر، سه شاخص بیش از هر چیز وضعیت امروز اقتصاد ایران را روایت می‌کنند: جایگاه ایران در اقتصاد جهان، درآمد سرانه و قدرت خرید خانوارها.

بر اساس آخرین برآوردهای صندوق بین‌المللی پول، سهم ایران از اقتصاد جهان (بر مبنای برابری قدرت خرید) به حدود ۰٫۸۷ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است. این عدد صرفاً یک آمار نیست؛ بلکه نشان می‌دهد وزن اقتصادی ایران در مقیاس جهانی کاهش یافته و کشور نتوانسته همگام با اقتصاد جهان حرکت کند. در حالی که بسیاری از کشورها با جذب سرمایه، توسعه فناوری، افزایش بهره‌وری و گسترش تجارت، سهم بیشتری از اقتصاد جهانی را به خود اختصاص داده‌اند، ایران به تدریج از این رقابت فاصله گرفته است.

این کاهش جایگاه، در زندگی مردم نیز بازتاب یافته است. بر اساس آخرین برآوردهای بین‌المللی، ایران از نظر درآمد سرانه بر مبنای برابری قدرت خرید در حدود رتبه صدم جهان قرار دارد؛ جایگاهی که فاصله‌ای چشمگیر با بسیاری از کشورهای هم‌تراز و حتی برخی همسایگان منطقه‌ای دارد. درآمد سرانه واقعی ایرانیان نیز هنوز به سطح پیش از سال ۱۳۹۷ بازنگشته است. به بیان ساده، متوسط شهروند ایرانی امروز، علی‌رغم گذشت چند سال، همچنان از نظر توان اقتصادی و سطح رفاه، فقیرتر از سال‌های قبل از تشدید تحریم‌ها و بحران‌های اقتصادی است.

اما ملموس‌ترین شاخص برای مردم، قدرت خرید است. طی یکی دو سال گذشته، تورم‌های سنگین و مستمر، هزینه مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل را با سرعتی بسیار بیشتر از درآمدها افزایش داده است. در مقابل، افزایش حقوق و دستمزد، چه در بخش دولتی و چه در بخش بزرگی از اقتصاد، فاصله قابل توجهی با نرخ تورم داشته است. نتیجه روشن است؛ کاهش مستمر قدرت خرید، کوچک‌تر شدن طبقه متوسط، حذف تدریجی بسیاری از کالاها و خدمات از سبد مصرف خانوار و افزایش فشار بر حقوق‌بگیران، کارگران و بازنشستگان.

در این میان، یک واقعیت کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ یکی از معدود عواملی که تاکنون مانع از کاهش شدیدتر سطح رفاه خانوارها شده، یارانه پنهان انرژی، به‌ویژه قیمت پایین بنزین و سایر حامل‌های انرژی است. این سیاست، درآمد مردم را افزایش نداده، اما بخشی از هزینه‌های زندگی را به‌طور غیرمستقیم مهار کرده و اجازه نداده فشار معیشتی بیش از این افزایش یابد.

از همین رو، هرگونه اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، اگر بدون مهار تورم، بدون افزایش متناسب دستمزدها و بدون سازوکارهای مؤثر حمایتی انجام شود، می‌تواند به افت بیشتر قدرت خرید و تشدید کاهش رفاه عمومی منجر شود. خانوارهایی که طی سال‌های اخیر بار تورم را بر دوش کشیده‌اند، ظرفیت اندکی برای تحمل یک شوک جدید هزینه‌ای دارند.

اقتصاد را در نهایت باید از دریچه زندگی مردم قضاوت کرد. وقتی سهم ایران از اقتصاد جهان کاهش می‌یابد، درآمد سرانه واقعی در سطحی پایین‌تر از سال‌های گذشته باقی می‌ماند، دستمزدها از تورم عقب می‌افتند و تنها مزیت باقی‌مانده برای مهار هزینه‌های زندگی، قیمت پایین انرژی است، نمی‌توان انتظار داشت جامعه احساس بهبود اقتصادی داشته باشد. معیار موفقیت اقتصاد، نه صرفاً اعداد و گزارش‌ها، بلکه کیفیت زندگی مردم و امید آنان به آینده است؛ معیاری که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه و بازنگری در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی است.

 


درباره نویسنده: علیرضا جابتی، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مدیریت و برنامه‌ریزی گردشگری، پژوهشگر، تحلیلگر اقتصادی و روزنامه‌نگار حوزه صنعت و کسب‌وکار است. او علاوه بر سابقه مدیریت در حوزه بازاریابی و توسعه بازار و فعالیت در حوزه گردشگری، سال‌هاست به نگارش و تحلیل در حوزه‌های اقتصاد، صنعت، مدیریت، بازار خودرو، تجارت، انرژی، فناوری، گردشگری و توسعه پایدار می‌پردازد.


لینک کوتاه : http://sarmaayehmelli.ir/?p=23987
نظرات کاربران :