• کد خبر: ۲۴۶۸۹
  • تاریخ انتشار : ۱۶-۰۶-۱۴۰۵ - ۶:۰۱
  • نسخه چاپی نسخه چاپی

سنگر تولید چند دستگاه ظرفیت دارد؟ وقتی ۵۰ دستگاه «حماسه» می‌شود

از «حماسه تولید» زیاد گفته شد، اما عددها روایت دیگری دارند؛ روایتی که هنوز یک پرسش مهم را بی‌پاسخ گذاشته است. این حجم تولید، نشانه قدرت یک صنعت است یا فقط نشانه‌ای از اینکه هنوز تولید متوقف نشده؟

دو مقام دولتی و پارلمانی در فاصله‌ای کوتاه از ایران‌خودرو دیزل بازدید کرده‌اند؛ یکی می‌گوید این شرکت «پرچم صنعت خودروهای تجاری را بالا نگه داشته» و دیگری معتقد است «سنگر تولید را خالی نکرده است». اما وقتی از شعارها عبور کنیم، سؤال اصلی چیز دیگری است: این سنگر دقیقاً چقدر تولید می‌کند؟

به گزارش سرمایه ملی،‌ دو خبر تقریباً هم‌زمان از ایران‌خودرو دیزل منتشر شده که اگر کنار هم قرارشان دهیم، تصویری جالب‌تر از آن‌چه در نگاه اول به چشم می‌آید، شکل می‌گیرد. در یکی، احمد انارکی محمدی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، پس از بازدید از این شرکت می‌گوید ایران‌خودرو دیزل در شرایط سخت تحریم و جنگ توانسته جایگاه خود را حفظ کند و «پرچم صنعت خودروهای تجاری کشور را بالا نگه دارد». در دیگری، مجید فراهانی، معاون هماهنگی و پیگیری معاون اجرایی رییس‌جمهور، همین شرکت را «سنگر تولید» می‌خواند که با وجود جنگ و فشارهای اقتصادی «خالی نشده است».

عبارت‌ها پرقدرت‌اند: پرچم، سنگر، جنگ، دشمن، تولید، خودکفایی و مقاومت. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد: عددها از این ادبیات حماسی، ساکت‌ترند. در روزهایی که جنگ و محدودیت‌های ارزی و تأمین قطعات، تولید خودروهای سنگین را دشوارتر کرده، حفظ خط تولید و ادامه کار قطعاً ساده نیست. اما وقتی از «رشد تولید» و «حماسه» حرف می‌زنیم، بد نیست خودِ عددها را هم ببینیم: ۵۰ دستگاه تا پایان شهریور و ۶۰ دستگاه تا پایان مهر. این اعداد چه تصویری از ظرفیت واقعی تولید می‌دهند؟ و آیا می‌شود هم‌زمان با قدردانی از ادامه تولید، تدابیر حمایتی نیز برای فعال‌سازی ظرفیت‌های معطل، بهره‌وری و نوسازی اندیشید؟

* حماسه دقیقاً چند دستگاه است؟

مدیرعامل ایران‌خودرو دیزل در همین بازدیدها از برنامه افزایش تولید خودروهای سنگین سخن گفته و اعلام کرده است که تولید ۵۰ دستگاه خودروی سنگین تا پایان شهریورماه و ۶۰ دستگاه تا پایان مهرماه در برنامه قرار دارد. در خبر دیگر نیز گفته شده تولید شرکت تا پایان شهریور حدود ۲۰ درصد افزایش خواهد یافت.

اینجا، دقیقاً همان جایی است که یک خواننده کنجکاو باید دست از کف زدن بردارد و یک سؤال ساده بپرسد: ۲۰ درصد نسبت به چه عددی؟ ۵۰ دستگاه دقیقاً چه نسبتی با تولید ماه قبل دارد؟ ۶۰ دستگاه چه نسبتی با ظرفیت تولید کارخانه دارد؟ آیا این اعداد مربوط به کل خودروهای سنگین شرکت است یا فقط یک بخش از تولید؟ و اگر ایران‌خودرو دیزل، آن‌طور که مدیرعاملش می‌گوید، یکی از کامل‌ترین زنجیره‌های تأمین و ظرفیت‌های قابل‌توجه توسعه تولید را در اختیار دارد، چرا برای فهم عملکرد این «سنگر»، عدد ظرفیت اسمی و میزان بهره‌برداری از آن را نمی‌بینیم؟

این‌ها سؤال‌های ضدتولید نیستند؛ اتفاقاً سؤال‌های طرفدار تولیدند. چون اگر قرار است از تولید دفاع کنیم، باید بدانیم تولید چقدر است.

* وقتی «ادامه دادن» تبدیل به دستاورد می‌شود

نکته جالب‌تر شاید جای دیگری باشد. در شرایط جنگ، تحریم، محدودیت ارزی و دشواری واردات، ادامه فعالیت یک کارخانه قطعاً اهمیت دارد. کارخانه‌ای که متوقف نشود، زنجیره تأمینش از هم نپاشد و بتواند تولید را ادامه دهد، برای اقتصاد کشور ارزشمند است. اما باید مراقب یک لغزش مفهومی هم باشیم: ادامه تولید، با رشد تولید یکی نیست.

این‌که کارخانه‌ای در شرایط دشوار تعطیل نشده، یک واقعیت مهم است؛ اما این‌که همان کارخانه با چه میزان ظرفیت کار می‌کند، چقدر تولید می‌کند، چه میزان داخلی‌سازی دارد، چه محصولاتی را با چه تیراژی تولید می‌کند و بهره‌وری آن چقدر است، پرسش‌های دیگری هستند.

«سنگر را خالی نکردیم» پاسخ هیچ‌کدام از این پرسش‌ها نیست. حتی «۲۰ درصد افزایش تولید» هم تا زمانی که عدد پایه مشخص نباشد، اطلاعات چندانی به مخاطب نمی‌دهد. مثلاً افزایش ۲۰ درصدی از ۱۰۰ دستگاه، یک چیز است و افزایش ۲۰ درصدی از هزار دستگاه، چیز دیگری. درصد بدون عدد پایه، گاهی فقط یک عدد خوش‌لباس است.

* و اما واگن‌هود!

شاید بهترین راه برای فهم وضعیت صنعت خودروهای تجاری ایران، نگاه کردن به یکی از مشهورترین محصولات همین شرکت باشد: واگن‌هود. کامیونی که خانواده اصلی آن به نسل‌های قدیمی کامیون‌های مرسدس‌بنز برمی‌گردد و امروز هنوز با نام‌هایی مانند L1930 و LK1930 در سبد ایران‌خودرو دیزل دیده می‌شود.

این اتفاق لزوماً عجیب یا بد نیست. برعکس؛ یک محصول قدیمی اگر بتواند با تغییرات فنی، استانداردی و تجهیزاتی، همچنان پاسخگوی نیاز بازار باشد، می‌تواند نشانه دوام یک پلتفرم صنعتی باشد. اما همین موضوع یک سؤال بسیار جذاب ایجاد می‌کند: چرا در سال ۱۴۰۵ هنوز باید یکی از نمادهای تولید کامیون کشور را با ریشه‌ای چند دهه‌ای ببینیم؟ آیا این نشانه موفقیت یک پلتفرم صنعتی است که آن‌قدر خوب بوده که دهه‌ها دوام آورده؟ یا نشانه این است که صنعت خودروهای تجاری ایران در نوسازی سبد محصولات خود آن‌قدر که باید جلو نرفته است؟ پاسخ احتمالاً چیزی بین این دو است.

* مسأله فقط ایران‌خودرو دیزل نیست

واقعیت این است که ایران‌خودرو دیزل احتمالاً تنها قربانی این ادبیات نیست. در سال‌های اخیر، در بخش‌های مختلف اقتصاد ایران، گاهی حفظ وضع موجود چنان دشوار شده که خودِ حفظ وضع موجود به عنوان یک دستاورد بزرگ معرفی می‌شود. کارخانه‌ای که تولید می‌کند، «سنگر تولید» است. کارخانه‌ای که متوقف نشده، «حماسه خلق کرده». کارخانه‌ای که تولیدش ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، «پرچم صنعت را بالا نگه داشته».

اما در یک اقتصاد صنعتی بالغ، سؤال بعدی همیشه باید وجود داشته باشد: نسبت به چه؟ نسبت به ظرفیت کارخانه؟ نسبت به سال گذشته؟ نسبت به رقیب؟ نسبت به نیاز بازار؟ نسبت به واردات؟ نسبت به فناوری روز؟ و شاید از همه مهم‌تر: نسبت به آن چیزی که می‌توانستیم تولید کنیم؟

* سنگر تولید در انتظار نقشه‌ عملیات

ایران‌خودرو دیزل برای حمل‌ونقل کشور واقعاً مجموعه کم‌اهمیتی نیست. محصولات تجاری، برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، مستقیماً با جابه‌جایی کالا، مسافر، فعالیت‌های معدنی، شهری و لجستیکی ارتباط دارند. بنابراین حمایت از چنین مجموعه‌ای می‌تواند معنای اقتصادی جدی داشته باشد. اما حمایت واقعی، الزاماً به معنای تکرار عبارت‌هایی مانند «پرچم صنعت» و «سنگر تولید» نیست.

حمایت واقعی یعنی پرسیدن این‌که: ظرفیت واقعی تولید چقدر است؟ چند درصد آن فعال است؟ تولید به ازای هر خط و هر نیروی انسانی چقدر است؟ داخلی‌سازی ۶۵ درصدی دقیقاً شامل چه قطعات و ارزش افزوده‌ای است؟ چه تعداد از محصولات با فناوری روز عرضه می‌شوند؟ میانگین عمر پلتفرم‌های اصلی تولید چقدر است؟ و نهایتاً، اگر مشکل ارز و واردات قطعات حل شود، قرار است دقیقاً چه مقدار بیشتر تولید کنیم؟

این پرسش‌ها نه پرچم را پایین می‌آورند و نه سنگر را خالی می‌کنند. اتفاقاً کمک می‌کنند بفهمیم این سنگر چقدر مهم است و چرا باید از آن حمایت کرد. چون بزرگ‌ترین خدمت به تولید داخل این نیست که هر بار بگوییم «حماسه آفریدیم»؛ شاید این باشد که آن‌قدر دقیق درباره تولید حرف بزنیم که دیگر برای اثبات اهمیت یک کارخانه، به کلمه «حماسه» احتیاج نداشته باشیم و عددها خودشان حرف بزنند.


لینک کوتاه : http://sarmaayehmelli.ir/?p=24689
نظرات کاربران :