• کد خبر: ۲۴۲۳۱
  • تاریخ انتشار : ۲۶-۰۵-۱۴۰۵ - ۲:۲۹
  • نسخه چاپی نسخه چاپی

تکرار یک استراتژی پوپولیستی؛ این‌بار به نام بنزین!

جواد علی‌نژاد*

هر بار که بحث ناترازی بنزین و افزایش مصرف سوخت مطرح می‌شود، یک روایت آشنا دوباره به میان می‌آید: خودروها پرمصرف‌اند و مردم بیش از اندازه بنزین مصرف می‌کنند؛ پس راه‌حل را هم باید در اصلاح رفتار مصرف‌کننده و خودرو جست‌وجو کرد. این روایت البته بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، اما وقتی به جای کل مسئله نشانده می‌شود، عملاً به یک آدرس غلط تبدیل خواهد شد.

تردیدی نیست که خودروهای فرسوده و پرمصرف، مصرف بنزین را افزایش می‌دهند و اصلاح وضعیت این خودروها، ارتقای فناوری و کاهش مصرف سوخت ناوگان کشور باید یکی از محورهای جدی سیاست‌گذاری باشد. اما سؤال اساسی این است که چرا مسئله‌ای به این پیچیدگی را باید صرفاً به «خودرو» و «مصرف‌کننده» تقلیل داد؟

مصرف سوخت در کشور حاصل مجموعه‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته است؛ از کیفیت و فناوری خودروها و وضعیت ناوگان فرسوده گرفته تا سیاست‌های تولید و واردات خودرو، توسعه حمل‌ونقل عمومی، نحوه مدیریت تقاضا، سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی و تصمیم‌هایی که طی دهه‌ها در این حوزه گرفته شده است. بنابراین اگر امروز با ناترازی بنزین مواجهیم، باید پیش از هر چیز بپرسیم چه سیاست‌هایی ما را به این نقطه رسانده‌اند و مسئولیت هر یک از تصمیم‌گیران در شکل‌گیری این وضعیت چیست.

از سوی دیگر، نمی‌توان رفتار مصرف‌کننده را نیز مستقل از شرایطی که برای او ساخته شده است بررسی کرد. وقتی شهروند برای رفت‌وآمد یا حتی تأمین معاش ناچار است از خودروی شخصی استفاده کند و در بسیاری از نقاط کشور از حمل‌ونقل عمومی مناسب و کارآمد برخوردار نیست، نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه او کرد و از «مصرف بالای مردم» سخن گفت. بخشی از این مصرف، نتیجه مستقیم سیاست‌هایی است که امکان انتخاب‌های کم‌مصرف‌تر را از شهروند گرفته است.

بنابراین خودرو در مسئله ناترازی سوخت، متهم اصلی و تنها مسئله نیست؛ بلکه یکی از اجزای یک مسئله بزرگ‌تر است. به همین دلیل معتقدم ناترازی بنزین، پیش از آنکه صرفاً یک مسئله خودرویی باشد، مسئله‌ای در حوزه حکمرانی است.

این البته به معنای سلب مسئولیت از صنعت خودرو نیست. صنعت خودرو نیز باید بپذیرد که در زمینه کاهش مصرف سوخت، ارتقای کیفیت، توسعه فناوری، نوسازی محصولات و افزایش بهره‌وری، نیازمند اصلاحات جدی است. اما اصلاح صنعت خودرو زمانی امکان‌پذیر است که مسئله را دقیق و جامع ببینیم، نه اینکه هر بار برای توضیح یک بحران بزرگ‌تر، خودرو و خودروساز را در جایگاه متهم اصلی قرار دهیم.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که یک بحران ساختاری و چندعاملی، به یک مسئله ساده و تک‌علتی تبدیل می‌شود. در این شرایط، به جای آنکه درباره سیاست‌های چند دهه گذشته، عملکرد نهادهای تصمیم‌گیر، وضعیت حمل‌ونقل عمومی، سرمایه‌گذاری در انرژی، سیاست واردات و تولید و برنامه نوسازی ناوگان سؤال شود، افکار عمومی در برابر خودروساز و مصرف‌کننده قرار می‌گیرد.

این همان الگوی قدیمی و پوپولیستی انتقال مسئولیت است: سیاست‌گذاری در ایجاد مسئله دیده نمی‌شود، اما خودرو و مصرف‌کننده به عنوان عامل اصلی بحران معرفی می‌شوند.

اگر واقعاً هدف، حل ناترازی بنزین و اصلاح صنعت خودروست، باید از این چرخه مقصرسازی فاصله بگیریم. صنعت خودرو به یک برنامه بلندمدت، روشن، کارآمد و قابل سنجش برای اصلاح نیاز دارد؛ برنامه‌ای که هم تکلیف خودروساز را مشخص کند و هم مسئولیت سیاست‌گذار، نهادهای تصمیم‌گیر و سایر بخش‌های مؤثر بر مصرف سوخت را روشن سازد.

وقت آن رسیده است که به جای استفاده مقطعی از صنعت خودرو برای توضیح مشکلاتی که ریشه‌های عمیق‌تری دارند، یک‌بار برای همیشه درباره اصلاح این صنعت و نظام حکمرانی انرژی تصمیمی واقعی و بلندمدت گرفته شود. ناترازی بنزین با مقصرسازی مصرف‌کننده و خودروساز حل نخواهد شد؛ همان‌طور که با پنهان کردن ریشه‌های سیاست‌گذاری این بحران نیز نمی‌توان آن را مدیریت کرد.

* رییس کمیته کیفیت و تعالی انجمن قطعه‌سازان کشور


لینک کوتاه : http://sarmaayehmelli.ir/?p=24231
نظرات کاربران :