• کد خبر: ۲۰۷۷۱
  • تاریخ انتشار : ۲۹-۰۹-۱۴۰۴ - ۱۵:۲۱
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
سایه سنگین سرحلقهٔ زنجیره تامین بر صنعت خودرو؛

چرا نسبت آمار تولید ایران‌خودرو و سایپا «الاکلنگی» شد؟

اگر بنا بر ادعای برخی نمایندگان مجلس، رشد تولید ایران‌خودرو نه در پرتو مدیریت خصوصی، بلکه در سایه تبعیض در تأمین قطعه، رقم خورده باشد؛ تسری این مدیریت به سایپا، برابر با تکمیل یک انحصار جدید است.

سرمایه ملی، علیرضا جابتی – خصوصی‌سازی صنایع بزرگ در ایران، سال‌هاست به‌عنوان راه‌حلی برای افزایش بهره‌وری، ارتقای رقابت‌پذیری و کاهش بار مالی دولت مطرح می‌شود. با این‌حال، تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که اگر واگذاری‌ها بدون ملاحظات دقیق اهلیت، شفافیت و جلوگیری از تعارض منافع انجام شوند، نه‌تنها به بهبود نمی‌انجامند، بلکه می‌توانند انحصارهایی پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر از وضعیت دولتی خلق کنند.

تحولات اخیر پیرامون نقش گروه کروز در ایران‌خودرو و سایپا نیز بار دیگر این پرسش را به‌طور جدی مطرح کرده است که آن‌چه امروز به‌عنوان «دستاورد خصوصی‌سازی» تبلیغ می‌شود، واقعاً نتیجه «مدیریت کارآمد» است یا بنا بر ادعای برخی نمایندگان مجلس؛ محصول تضعیف رقبا و تکمیل یک انحصار جدید؟

* رشد تولید ایران‌خودرو؛ موفقیت مدیریتی یا بازی با زمین رقبا؟

آمارهای هشت‌ماهه امسال نشان می‌دهد ایران‌خودرو رشد قابل‌توجهی در تولید ثبت کرده و حتی از تحقق برنامه‌های مصوب خود فراتر رفته است. هم‌زمان، سایپا و برخی دیگر از خودروسازان با افت تولید و عقب‌ماندگی جدی از اهداف سالانه مواجه شده‌اند. در نگاه اول، این تفاوت الاکلنگی می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از برتری مدیریت بخش خصوصی در ایران‌خودرو تعبیر شود؛ روایتی که حامیان واگذاری نیز با صدای بلند بر آن تأکید دارند.

اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا شرایط محیطی، اقتصادی و زیرساختی برای همه خودروسازان یکسان نبوده است؟ ناترازی انرژی، محدودیت‌های ارزی، فشار تحریم‌ها و مشکلات زنجیره تأمین، چالش‌هایی مشترک برای کل صنعت بوده‌اند. در چنین شرایطی، چگونه ممکن است یک خودروساز جهش کند و رقبا هم‌زمان سقوط کنند؟ این موضوع، صحبت‌هایی را درخصوص متغیرهای پنهان و روابط درون‌زنجیره‌ای، به میان آورده است.

* بحران تأمین قطعه در سایپا؛ بدهی یا اهرم فشار؟

سایپا از سال‌ها قبل با مشکل مطالبات معوق قطعه‌سازان روبه‌رو بوده و این مسأله جدیدی نیست. با این‌حال، آن‌چه در سال جاری مورد توجه قرار گرفته، هم‌زمانی تشدید مشکلات تأمین قطعه در سایپا با دوره‌ای است که گروه کروز، مدیریت و نفوذ گسترده‌تری در ایران‌خودرو و گروه بهمن پیدا کرده است.

برخی نمایندگان مجلس مانند مصطفی طاهری، عضو کمیسیون صنایع مجلس به‌صراحت ادعا کرده‌اند که کروز به بهانه بدهی‌های سایپا، تحویل برخی قطعات را کاهش داده یا با تأخیر انجام داده است؛ اقدامی که مستقیماً به افت تولید سایپا منجر شده است. اگر این ادعاها صحیح باشند، مسأله از یک اختلاف تجاری ساده فراتر می‌رود و به استفاده از «اهرم انحصار» برای تضعیف رقیب شباهت پیدا می‌کند. در چنین سناریویی، رشد تولید ایران‌خودرو نه‌فقط نتیجه مدیریت بهتر، بلکه حاصل زمین‌گیر شدن رقیب اصلی است.

* واگذاری دارایی‌ها و پازل بزرگ‌تر انحصار

فروش برخی دارایی‌های ارزشمند سایپا، از جمله ملک ایزدشهر، و برنده شدن کروز در این مزایده، لایه دیگری به این ماجرا اضافه می‌کند. به عقیده منتقدان؛ این معامله صرفاً یک تهاتر بدهی یا خرید ملکی ساده نیست؛ به‌ویژه آن‌که کروز هم‌زمان جزو متقاضیان خرید سهام تودلی و سهام وابسته به ایدرو در سایپا نیز به شمار می‌رود. در چنین چارچوبی، برخی افراد، این اقدامات را قطعات یک پازل بزرگ‌تر می‌دانند؛ تضعیف مالی و عملیاتی سایپا، انتقال دارایی‌ها و در نهایت، افزایش نفوذ و کنترل یک گروه خاص بر کل صنعت خودرو.

* تمرکز مالکیت و مدیریت؛ زنگ خطر برای رقابت

امروز مالکان گروه کروز، به‌طور هم‌زمان در جایگاه مالک و مدیر در ایران‌خودرو و گروه بهمن قرار دارند؛ دو خودروسازی که بیشترین رشد تولید را در مدت اخیر تجربه کرده‌اند. به باور برخی نمایندگان مجلس ازجمله علی خضریان، عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس؛ این تمرکز مالکیت و مدیریت، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به هماهنگی در تصمیم‌گیری بینجامد، اما در بلندمدت خطر حذف رقبا، تضعیف شبکه متنوع قطعه‌سازی و کاهش رقابت واقعی را به همراه دارد.

او می‌پرسد که؛ اگر هدف خصوصی‌سازی، ایجاد رقابت به نفع مصرف‌کننده بوده، چگونه می‌توان از مدلی دفاع کرد که در آن یک قطعه‌ساز بزرگ، هم تأمین‌کننده اصلی است، هم سهامدار عمده و هم تصمیم‌ساز مدیریتی؟ نتیجه چنین مدلی، به‌جای بازار رقابتی، می‌تواند شکل‌گیری انحصاری یک‌جانبه باشد؛ انحصاری که این بار نه در دست دولت، بلکه در اختیار یک گروه خصوصی متمرکز است.

* نگرانی‌های پیش از واگذاری

نگرانی درباره ورود یک قطعه‌ساز بزرگ به مالکیت و مدیریت خودروسازان، موضوع تازه‌ای نیست. پیش از واگذاری مدیریت ایران‌خودرو نیز برخی کارشناسان و فعالان صنعت خودرو هشدار می‌دادند که ترکیب «مالکیت قطعه‌سازی + مدیریت خودروسازی» به‌طور ذاتی مستعد تعارض منافع است. در همان مقطع، این دغدغه مطرح بود که قطعه‌سازِ صاحب نفوذ، به‌جای حداکثرسازی منافع خودروساز و سهامداران آن، تصمیماتی اتخاذ کند که سود زنجیره قطعه‌سازی خود را تضمین کند و با تمامیت‌خواهی، رقبا و قطعه‌سازان دیگر را کنار بزند.

* چشم‌انداز پیش‌رو؛ خصوصی‌سازی رقابتی یا چیرگی کروز بر بازار؟

آنچه امروز در صنعت خودرو جریان دارد، آزمونی جدی برای مفهوم خصوصی‌سازی در ایران است. اگر رشد تولید ایران‌خودرو حاصل نوآوری، بهره‌وری و مدیریت کارآمد بخش خصوصی باشد، می‌تواند الگویی مثبت برای تسری این مدیریت خصوصی به سایپا تلقی شود. اما اگر این رشد، در سایه تضعیف هدفمند رقبا، تبعیض در تأمین قطعه و تجمیع نگران‌کننده مالکیت و مدیریت اتفاق افتاده باشد، آن‌گاه باید تسری چنین مدیریتی به سایپا را به مثابه تکمیل یک انحصار جدید دانست؛ انحصاری که در نهایت، نه‌تنها به رقابت در صنعت خودرو منتهی نخواهد شد، بلکه به زیان مصرف‌کننده و آینده این صنعت تمام خواهد شد.

در چنین شرایطی، شفاف‌سازی فرآیندهای واگذاری، بررسی دقیق تعارض منافع و تضمین رقابت سالم، می‌تواند مانع از آن شود که خصوصی‌سازی، به‌جای درمان، خود به بحرانی تازه در صنعت خودرو تبدیل شود.


لینک کوتاه : http://sarmaayehmelli.ir/?p=20771
نظرات کاربران :