• کد خبر: ۱۷۲۲۹
  • تاریخ انتشار : ۰۶-۰۵-۱۴۰۴ - ۲۰:۲۹
  • نسخه چاپی نسخه چاپی

رکود کم‌سابقه بازار خودرو؛ پایان تب سوداگری یا آغاز بحران تولید؟

اکنون که سوداگری در بازار، تا حد قابل توجهی رنگ باخته، فرصتی کم‌نظیر برای اصلاح بنیادی فراهم شده است؛ اگر درک درستی از وضعیت شکل بگیرد و اراده‌ای برای تغییر به‌وجود آید.

سرمایه ملی، محمدعلی دیانتی‌زاده* – بازار خودرو ایران که تا همین یکی دو سال پیش با تب تقاضا، افزایش قیمت هرروزه، ثبت‌نام‌های میلیونی و قرعه‌کشی‌های نفس‌گیر همراه بود، حالا به مرحله‌ای رسیده که واژه «رکود» برای توصیف آن کافی نیست!

گزارش‌های رسمی و غیررسمی از کاهش چشمگیر مراجعه مردم به نمایندگی‌ها، افت فروش خودروسازان و حتی فروش‌های سازمانی بدون استقبال کافی حکایت دارد.

پرسش اینجاست که این رکود ناشی از چیست؟ چه پیامدهایی برای صنعت دارد و آیا می‌توان آن را صرفاً نشانه‌ای از بازگشت بازار به تعادل دانست یا باید آن را هشداری جدی برای آینده تولید خودرو در کشور تلقی کرد؟

*‌ بازار اشباع یا توان خرید تحلیل‌رفته؟

نخستین عامل کلیدی در تحلیل این رکود، کاهش شدید توان خرید خانوارهاست. در شرایطی که تورم عمومی، قیمت خودرو را به چند برابر سطح درآمد خانوار رسانده و وام‌های بانکی نیز یا ناکارآمد یا غیرقابل دسترس مانده‌اند، طبیعی‌ است که خرید خودرو از اولویت اقتصادی مردم خارج شود.

اقتصادی‌ترین خودروهای داخلی که تا دو سال پیش با حدود ۲۰۰میلیون تومان قابل خرید بودند، حالا به آستانه ۵۰۰میلیون رسیده‌اند؛ بدون آن‌که کیفیت، ایمنی یا خدمات پس از فروش آن‌ها رشد متناسبی کرده باشد.

از سوی دیگر، بسیاری از افرادی که در سال‌های گذشته خودرو خریده‌اند، نه مصرف‌کننده واقعی که سرمایه‌گذار یا سفته‌باز بوده‌اند. این گروه، با هدف کسب سود ناشی از جهش قیمت، وارد بازار شدند و حالا با ثبات نسبی یا نزول قیمت‌ها، عطای این بازار را به لقایش بخشیده‌اند. در واقع، خروج سرمایه‌گذاران از بازار خودرو، بیش از آن‌که نشانه‌ای منفی باشد، یک اصلاح ضروری برای بازگشت بازار به مکانیزم واقعی عرضه و تقاضاست.

* واکنش خودروسازان؛ انفعال یا اصلاح؟

در چنین شرایطی انتظار می‌رفت خودروسازان با اصلاح سیاست‌های فروش، شفاف‌سازی هزینه‌ها و افزایش کیفیت، تلاش کنند مشتریان را بازگردانند. اما آن‌چه دیده می‌شود، ادامه همان الگوهای قبلی است؛ عرضه محدود، طرح‌های فروش با شرایط پیچیده و محصولات مشابه گذشته.

درواقع، گرچه شاهد افت تقاضا برای خودرو از ۱۵برابر عرضه ایران‌خودرو به سه‌برابر آن هستیم، اما هنوز هم ناترازی عرضه و تقاضا به‌عنوان یکی از عوامل گرانی خودرو در بازار آزاد پابرجاست.

* خطر برای قطعه‌سازان و اشتغال

پیامد این رکود صرفاً در سطح فروش نیست؛ زنجیره تأمین خودرو به‌ویژه قطعه‌سازان، بیش از هر زمان دیگر تحت فشار قرار گرفته‌اند. گزارش‌ها از مطالبات چند ده هزار میلیارد تومانی پرداخت‌نشده از سوی خودروسازان، خطر ورشکستگی و تعطیلی خطوط تولید را جدی‌تر از همیشه کرده‌اند.

در شرایطی که تولید کاهش می‌یابد و فروش کند می‌شود، نقدینگی زنجیره تأمین قطع می‌شود. اگر دولت یا بانک مرکزی نتوانند راه‌حل مناسبی برای تأمین مالی و تسویه بدهی‌های صنعت پیدا کنند، ممکن است رکود بازار به بحران تولید تبدیل شود؛ بحرانی که با موج بیکاری، از دست رفتن سرمایه‌گذاری‌ها و تضعیف بیشتر صنعت داخلی همراه خواهد بود.

* راه‌حل؛ بازآرایی کامل یا وصله‌کاری؟

پرسش اصلی این است که آیا صنعت خودرو می‌خواهد با همین مسیر ادامه دهد یا آمادگی اصلاح ساختاری را دارد؟ اگر هدف، احیای واقعی بازار باشد، راهی جز پذیرش این واقعیات وجود ندارد:

– تعدیل تیراژ تولید بر اساس تقاضای واقعی

– رقابتی‌سازی محصولات با آزادسازی نسبی واردات

– بازنگری در قراردادهای قطعه‌سازان برای حفظ توان تولید

– توسعه خدمات اعتباری واقعی و شفاف برای مصرف‌کننده نهایی

– اصلاح روش قیمت‌گذاری، همراه با ارتقای کیفیت و پاسخگویی

بازار خودرو ایران بیش از آن‌که قربانی تحریم یا کمبود فناوری باشد، اسیر سیاست‌گذاری ناکارآمد و تقابل منافع است. اکنون که سوداگری در بازار، تا حد قابل توجهی رنگ باخته، فرصتی کم‌نظیر برای اصلاح بنیادی فراهم شده است؛ اگر درک درستی از وضعیت شکل بگیرد و اراده‌ای برای تغییر به‌وجود آید.

* مدیرمسئول


لینک کوتاه : http://sarmaayehmelli.ir/?p=17229
نظرات کاربران :