سرمایه ملی، محمدعلی دیانتیزاده – خبر تولید دومین محموله صنعتی ادتیو بومی در شرکت نفت سپاهان، در نگاه نخست شاید صرفاً خبری درباره بومیسازی یک ماده مصرفی به نظر برسد؛ اما اهمیت آن زمانی روشن میشود که بدانیم ادتیوها، اگرچه سهم محدودی از حجم روغن نهایی دارند، بخش مهمی از عملکرد آن را تعیین میکنند؛ از کنترل سایش و اکسیداسیون گرفته تا مقابله با رسوب و حفظ قابلیت جریان روغن در دماهای پایین. به همین دلیل، وقتی یک تولیدکننده بزرگ روانکار بخشی از ادتیوهای مورد نیاز خود را در داخل تولید میکند، موضوع فقط جایگزینی یک محصول وارداتی نیست؛ بلکه میتواند به معنای شکلگیری بخشی از دانش فنی مورد نیاز در زنجیره تولید روانکار باشد.

* ادتیو؛ چند درصد اندک با چند وظیفه حیاتی
برای درک اهمیت این موضوع، کافی است به چند ادتیوی که در نفت سپاهان مورد استفاده قرار میگیرند نگاه کنیم. ZDDP یکی از افزودنیهای شناختهشده ضدسایش است که در کنترل اکسیداسیون نیز نقش دارد. TBN Booster توان روغن را برای خنثی کردن ترکیبات اسیدی افزایش میدهد؛ Dispersant مانع تجمع دوده، آلودگی و محصولات اکسیداسیون و تشکیل لجن میشود و Pour Point Depressant یا PPD کمک میکند روغن در دماهای پایین همچنان قابلیت جریان داشته باشد. پس صحبت از بومیسازی این مواد، در واقع صحبت از حل چند مسئله اساسی در عملکرد روغن است: سایش، اسیدیته، رسوب و رفتار در سرما؛ مسائلی که مستقیماً به دوام و عملکرد موتور ارتباط دارند.
* محموله دوم چرا مهمتر از محموله اول است؟
پروژه بومیسازی ادتیوهای مصرفی نفت سپاهان، به گفته این شرکت، حدود سه سال پیش و با شکلگیری فعالیتهای نظاممند در واحد تحقیق و توسعه آغاز شد. نمونه اولیه در سال ۱۴۰۳ ساخته و آزمایش شد و در اسفندماه ۱۴۰۴ نخستین محموله صنعتی تولید و وارد چرخه عملیاتی شد. این محموله زمینه تولید حدود ۲۵۰ تن محصول موتوری را فراهم کرد و اکنون، در مردادماه ۱۴۰۵، دومین محموله تولید و تأمین شده است. اهمیت محموله دوم را میتوان در یک مفهوم خلاصه کرد: تکرارپذیری.
ساخت یک نمونه موفق آزمایشگاهی با رسیدن به تولید صنعتی پایدار تفاوت دارد. ممکن است محصولی یک بار با موفقیت تولید شود، اما زمانی میتوان از شکلگیری یک فرآیند صنعتی قابل اتکا سخن گفت که تولید دوباره انجام شود و محصول همچنان مشخصات مورد انتظار را حفظ کند. به همین دلیل، محموله دوم را میتوان نشانهای مهم در مسیر عبور پروژه از نمونهسازی به سمت تولید پایدار دانست؛ هرچند ارزیابی کامل این موضوع به اطلاعات دقیقتر درباره نتایج آزمونها و استانداردهای مورد استفاده نیاز دارد.
* بومیسازی فقط کپیکردن محصول خارجی نیست
بومیسازی ادتیو به معنای آن نیست که محصول خارجی را در آزمایشگاه بررسی کنیم و صرفاً ترکیبی مشابه آن بسازیم. مهندسی معکوس یعنی شناخت ساختار و عملکرد محصول و بازسازی آن با مواد اولیه و فرآیندهای در دسترس داخل؛ فرآیندی که در صنعت روانکار، به دلیل حساسیت نسبت مواد، کیفیت مواد اولیه و سازگاری افزودنیها با یکدیگر، پیچیدگی خاص خود را دارد. از همین رو، فاصله میان شناخت یک محصول و رسیدن به تولید صنعتی پایدار، فاصله قابل توجهی است.
آنچه اهمیت بیشتری دارد اینکه نفت سپاهان، همزمان با تأمین داخلی برخی ادتیوهای پرمصرف، روی سنتز ادتیوهای مختلف نیز کار میکند؛ یعنی تلاش برای عبور از مصرفکننده فناوری به سمت توسعه بخشی از دانش ساخت آن. این موضوع برای مصرفکننده هم بیاهمیت نیست. هرچه سهم بیشتری از مواد کلیدی مورد نیاز تولید روغن در داخل تأمین شود، تولیدکننده کمتر در معرض اختلال در واردات یک ماده خاص قرار میگیرد؛ اختلالی که در نهایت میتواند خود را در عرضه و قیمت محصول نهایی نشان دهد.

* ادتیو فقط شروع یک زنجیره بزرگتر است
اما شاید مهمترین بخش ماجرا زمانی دیده شود که پروژههای ادتیو را در کنار سایر فعالیتهای توسعهای نفت سپاهان قرار دهیم. بر اساس اطلاعات اختصاصی ارائهشده از سوی شرکت، پروژههای TDAE، HDT و FRW نیز به بهرهبرداری رسیدهاند و در ادامه قرار است از ظرفیت این پروژهها در مسیر توسعه روغنهای پایه گروه ۲ و ۳ و همچنین RPO با آروماتیک پایینتر استفاده شود. این موضوع نشان میدهد مسیر توسعه شرکت فقط برای حل مشکل تأمین مواد مصرفی امروز طراحی نشده و به سمت مواد و روغنهای پایه مورد استفاده در روانکارهای مدرن نیز امتداد یافته است.
نفت سپاهان در حال حاضر روغنهای فولسنتتیک نیز تولید کرده و در بخش تحقیق و توسعه روی محصولات ازجمله روانکارهای مگنتاک کار میکند. درباره مشخصات فنی این پروژهها اطلاعات عمومی کافی برای قضاوت دقیق وجود ندارد، اما قرار گرفتن آنها در کنار پروژههای ادتیو و روغن پایه، تصویری از یک مسیر گستردهتر تحقیق و توسعه ارائه میدهد. اگر این پروژهها را کنار هم بگذاریم، یک مسیر قابل مشاهده شکل میگیرد: بومیسازی ادتیوها، حرکت به سمت سنتز ادتیوهای جدید، توسعه روغنهای پایه، تولید روغنهای فولسنتتیک و تلاش برای توسعه محصولات جدیدتر.
* نتیجهای که سرانجام به مصرفکننده میرسد
اهمیت این مسیر در شرایط تحریم نیز دوچندان است. ممکن است یک ادتیو تنها بخش کوچکی از روغن نهایی باشد، اما اگر همان ماده برای تولید ضروری باشد و تأمین آن به واردات وابسته بماند، میتواند به گلوگاه کل زنجیره تبدیل شود. بنابراین تولید داخلی ادتیوهای کلیدی فقط صرفهجویی ارزی نیست؛ کاهش ریسک اختلال در تولید و عرضه روغن موتور نیز هست. برای مصرفکننده ایرانی، این موضوع معنای ملموستری دارد: کاهش بخشی از ریسکهایی که میتواند از اختلال در واردات مواد اولیه به بازار روغن موتور منتقل شود. البته بومیسازی ادتیو بهخودیخود به معنای ارزانتر شدن فوری روغن موتور نیست؛ قیمت نهایی همچنان به عواملی مانند روغن پایه، فرمولاسیون، تولید، بستهبندی و توزیع وابسته است. اما در بلندمدت، شکلگیری دانش فنی داخلی میتواند دست تولیدکننده را برای توسعه فرمولاسیونها و تولید روانکارهایی با کیفیت و مشخصات متناسبتر با نیاز بازار بازتر کند؛ بهخصوص اگر این مسیر با توسعه روغنهای پایه گروه ۲ و ۳ و محصولات جدید همراه شود.
در نهایت، ارزش دومین محموله ادتیو بومی را نباید فقط با وزن یا ارزش ریالی آن سنجید؛ باید دید چه میزان دانش فنی، چه میزان تکرارپذیری و چه میزان استقلال تولیدی پشت آن شکل گرفته است. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، آنچه در نفت سپاهان در حال شکلگیری است میتواند فراتر از «خودکفایی در چند ماده مصرفی» باشد؛ حرکتی به سمت شکلگیری یک زنجیره فناوری بومی که برای صنعت، امنیت بیشتر تأمین و برای مصرفکننده ایرانی، در بلندمدت امکان دسترسی به روانکارهای پیشرفتهتر و باکیفیتتر را به همراه داشته باشد. ادتیو شاید تنها چند درصد از یک روغن باشد؛ اما بومی شدن فناوری آن میتواند سهمی بسیار بزرگتر در آینده صنعت روانکار ایران داشته باشد.