سرمایه ملی، مبین دیانتیزاده – اگر یک روز بدون آشنایی قبلی با ادبیات تعمیرگاهی، وارد یک تعمیرگاه خودرو شوید و مکانیک با خونسردی به شاگردش بگوید: «سگدست رو باز کن، قرقری رو چک کن، کُنسکش بیار، ژامبون عقب هم صدا میده!»، احتمالاً به یاد کلینیک حیوانات، آشپزخانه، پادگان و هر چیزی غیر از خودرو میافتید! اما اینها اسم واقعی قطعات و ابزارهایی هستند که در بازار قطعات و زبان تعمیرگاهی ایران به کار میروند؛ نامهایی که بعضی از آنها آنقدر عجیباند که گاهی از خود قطعه جذابتر میشوند. بسیاری از این نامها، نام فنی یا مهندسی این قطعات نیستند، اما اصطلاحات رایج بازار لوازم یدکی و تعمیرگاههای خودرو یا مربوط به برخی خودروهای خاص هستند. بنابراین در این مطلب، تا جای ممکن هر اصطلاح را همراه با قطعه و کاربرد مشخص آن آوردهایم تا مرز میان «اسم بامزه» و «اطلاعات فنی» گم نشود.

* حیات وحش جلوبندی!
– دستت درست؛ سگدست!
سگدست یکی از شناختهشدهترین اصطلاحات تعمیرگاهی در جلوبندی خودروست. این قطعه در مجموعه فرمان و تعلیق قرار دارد و در ارتباط با مجموعه چرخ، توپی، ترمز و اجزای تعلیق، امکان هدایت چرخ را فراهم میکند. در منابع فنی انگلیسی، اصطلاح Steering Knuckle (مفصل فرمان) برای آن به کار میرود.
– شغالدست؛ فامیل سگدست؟
نهتنها سگدست داریم، شغالدست هم در ادبیات جلوبندی بعضی خودروها وجود دارد. شغالدست در مجموعه فرمان بهعنوان یک اهرم مرتبط با انتقال حرکت فرمان به سگدست شناخته میشود. نکته مهم این است که کاربرد و شکل آن به طراحی سیستم فرمان خودرو بستگی دارد؛ بنابراین نباید آن را قطعهای مشترک در همه خودروها دانست.
– خرچنگی در گیربکس!
خرچنگی از آن اصطلاحاتی است که باید با احتیاط دربارهاش حرف زد؛ چون کاربردش عمومی و یکسان در همه خودروها نیست. اما در بازار قطعات، برای نمونه خرچنگی داخل گیربکس خودرو رانا با همین نام عرضه میشود.
– عنکبوتی درگیر با دندههای جانبی
در دیفرانسیل، دندههای موسوم به Spider Gears با دندههای جانبی درگیر میشوند و سازوکار لازم برای اختلاف سرعت چرخهای چپ و راست هنگام گردش را فراهم میکنند. این اصطلاح در منابع فنی انگلیسی نیز دقیقاً با عنوان Spider Gear به کار میرود و یکی از نسخههای شخصیت مرد عنکبوتی نیست!
* آشپزخانه قطعات!
– ژامبونی که قابل خوردن نیست
در خودروهایی مانند پژو ۴۰۵ و ۲۰۶، اصطلاحهای میل ژامبون و بلبرینگ ژامبون در بازار قطعات کاملاً جاافتادهاند. حتی در راهنمای تعمیرات سیستم تعلیق پژو ۲۰۶ نیز از تعویض بوشهای ژامبون عقب و ابزار مخصوص تعویض آن نام برده شده است. در بازار قطعات نیز «بلبرینگ ژامبون» و «میل ژامبون» برای پژو ۲۰۶ و ۴۰۵ عرضه میشوند.
– سماوری؛ چای دم کنیم یا گیربکس را باز کنیم؟
سماوری هم اصطلاحی است که در تعمیر گیربکس برخی خودروها استفاده میشود. برای نمونه، در محتوای آموزشی تعمیر گیربکس پراید، تعمیرکاران از «تست سلامت سماوری» در فرایند مونتاژ گیربکس صحبت میکنند. پس اگر مکانیک به شاگردش گفت: «سماوری رو هم چک کن»، احتمالاً خبری از چای نیست؛ گیربکس روی میز است!
– نعلبکی بدون استکان!
نعلبکی هم از اصطلاحات بازار قطعات خودروست؛ ازجمله در مجموعه گاردان. برای نمونه، قطعاتی با عنوان نعلبکی گاردان در بازار عرضه میشوند. نامش هم چندان بیدلیل نیست؛ شکل قطعه میتواند تداعیکننده یک نعلبکی باشد.
– چاکدار؛ تعمیرگاه یا خیاطی؟
چاکدار از آن اصطلاحاتی است که دقیقاً از شکل قطعه میآید. برای نمونه، لاستیک موجگیر چاکدار برای خودروهایی مانند پژو ۴۰۵ و رنو ال۹۰ در بازار قطعات عرضه میشود. «چاک» در اینجا همان شکاف یا برش روی قطعه لاستیکی است که امکان نصب آن روی میل موجگیر را فراهم میکند.
* اصطلاحات غلط انداز!
– قرقری اما نه قر و فری!
قرقری شاید در نگاه اول بیشتر آدم را یاد قر و فر و ناز و ادا بیندازد تا خودرو! اما قرقری فرمان یک اصطلاح واقعی در بازار قطعات است و برای خودروهایی مانند پژو ۴۰۵ و پرشیا و سمند نیز با همین عنوان عرضه شده است.
– کُنسکش؛ کشدار اما آبرودار!
این یکی احتمالاً بهخاطر کشدار بودنش یکی از غلط اندازترین اسمهای فهرست است! در بازار ابزار، بلبرینگکش یا کنسکش برای بیرون آوردن بلبرینگ و قطعات نصبشده روی شفت به کار میرود. ابزارهای تخصصی بلبرینگ نیز با همین عنوان معرفی شدهاند. پس کنسکش یعنی ابزاری برای کشیدن کنس/بلبرینگ.
– هزارخاری؛ هزار تا خار واقعاً داریم؟
هزارخاری هم اصطلاحی واقعی در ادبیات انتقال قدرت است. در این نوع اتصال، محور یا قطعه دارای تعداد زیادی شیار و دندانه درگیرشونده است و در مجموعههایی مانند پلوس و گاردان با اصطلاح «هزارخار» یا «هزارخاری» روبهرو میشویم. البته «هزار» لزوماً به معنای شمارش دقیق هزار شیار نیست؛ بیشتر بیانگر تعداد زیاد خارها/دندانههای اتصال است.
* اسمهایی که شکل قطعه را لو میدهند!
– مشعلی؛ اما بدون آتش!
مشعلی پلوس اصطلاحی رایج در بازار قطعات است. این قطعه در سمت گیربکس مجموعه پلوس قرار دارد و سهشاخ داخلی پلوس در آن کار میکند. فهرستهای قطعات یدکی نیز «مشعلی پلوس» را در کنار سهشاخ، گردگیر و میل پلوس بهعنوان یکی از اجزای پلوس معرفی میکنند. پس مشعلی خودرو قرار نیست روشن شود؛ قرار است گشتاور و حرکت را در مجموعه پلوس منتقل کند!
– سهشاخ؛ درگیر با مشعلی!
سهشاخ پلوس هم یک اصطلاح کاملاً جاافتاده در بازار قطعات است. سهشاخ بخشی از مجموعه پلوس است و با مشعلی درگیر میشود. این قطعه در خودروهای مختلف با تعداد خارها و ابعاد متفاوت عرضه میشود. درخصوص این قطعه، حداقل از اسمش میشود فهمید با چه شکلی طرفیم: سه شاخه دارد؛ شده سهشاخ!
– چارشاخ؛ چهارشاخه، نه شگفتزده!
چارشاخ گاردان هم اصطلاحی واقعی و رایج در سیستم انتقال قدرت است. چارشاخ یا Universal Joint به ایجاد اتصال مفصلی میان بخشهای گاردان کمک میکند تا انتقال گشتاور در شرایطی که زاویه شفتها نسبت به یکدیگر تغییر میکند، امکانپذیر باشد. در بازار لوازم یدکی نیز این قطعه با عنوان «چارشاخ گاردان» عرضه میشوند.
– کلهگاوی؛ گاوی که سر از دیفرانسیل درآورد!
کلهگاوی یکی از اصطلاحات شناختهشده تعمیرگاهی برای مجموعه یا پوسته دیفرانسیل برخی خودروهای دیفرانسیلعقب است. در منابع آموزشی تعمیرات خودرو نیز صراحتاً از «مجموعه دیفرانسیل (کلهگاوی)» نام برده شده و در منابع دیگر آمده که قطعات دیفرانسیل داخل پوستهای قرار دارند که معمولاً «کلهگاوی» نامیده میشود. این اصطلاح در بازار قطعات پیکان، آردی و آریسان هم دیده میشود.
* انبار مهمات در تعمیرگاه خودرو!
– فشنگی؛ مهمات، اما خودرویی!
فشنگی یکی از اصطلاحات جاافتاده در برق خودروست. معروفترین نمونه، فشنگی دنده عقب است؛ کلید یا سوئیچی که با انتخاب دنده عقب، مدار چراغهای دنده عقب را فعال میکند.
* آیا خارجیها هم چنین اسمهایی دارند؟
در ادبیات خودرویی انگلیسی هم نامهای تصویری وجود دارد. مثلاً Spider Gear دقیقاً یک اصطلاح جاافتاده برای دندههای خاص دیفرانسیل است.
یا Dogbone Mount برای نوعی پایه/اتصال موتور یا مجموعه انتقال قدرت استفاده میشود. حتی Mushroom Mount نیز نام واقعی برخی پایههای لاستیکی و لرزهگیر در تجهیزات و ماشینآلات است.
اما این اصطلاحات الزاماً معادل انگلیسی اصطلاحات فارسی ما نیستند. یعنی نمیتوان گفت مثلاً «سگدست» همان Dogbone است. اینها نامگذاریهای جداگانهای هستند که در فرهنگهای فنی مختلف، گاهی بر اساس شکل، شباهت یا کاربرد قطعه شکل گرفتهاند.
با اینحال، ظاهراً یک قانون جهانی در مکانیکی وجود دارد: اگر یک قطعه شبیه چیزی باشد، دیر یا زود یک تعمیرکار اسم همان چیز را رویش میگذارد!
* این فهرست هنوز تمام نشده!
از سگ و شغال و خرچنگ و عنکبوت گرفته تا ژامبون و نعلبکی و سماوری و از کنسکش و هزارخاری تا فشنگی و مشعلی؛ زبان تعمیرگاه خودش یک فرهنگ لغت جداگانه است! البته به همین دلیل، در این مطلب سراغ هر اسم عجیب و غریبی نرفتیم. بعضی اصطلاحات ممکن است فقط در یک شهر، یک تعمیرگاه، یک برند قطعه یا یک مدل خودرو رایج باشند و نتوان با اطمینان آنها را به کل بازار خودرو تعمیم داد.
پس اگر اصطلاحی در این فهرست نیامده، لزوماً به این معنا نیست که وجود ندارد؛ ممکن است فقط برای وارد کردنش به یک مطلب عمومی، سند کافی پیدا نکرده باشیم.
* شما چه اصطلاح عجیبی میشناسید؟
اگر شما هم اسم جالب، عجیب یا غلط انداز دیگری از قطعات یا ابزار خودرو سراغ دارید، در بخش نظرات برایمان بنویسید. اگر اصطلاح مد نظرتان مربوط به یک خودرو خاص، قطعه مشخص یا رایج در منطقه خاصی است، حتماً آن را هم بگویید تا بتوانیم دقیقتر بررسیاش کنیم. اصلا شاید با کمک شما، قسمت دوم این مطلب را با عنوان: «فرهنگ لغت عجیب تعمیرگاهها؛ قسمت دوم» نوشتیم!